خاك وطن كه رفت،چه خاكي به سر كنم؟
من خودم نويسنده نيستم ولی کپی خوب ميکنم ، اين مطلب رو در سايت پيک ايران
ديدم که حرف دل بسياری از ما هست. ياد اوری ميکنم که اين مطلب رو آقای سعيد قام مقامی در راديو صدای ايران
هم به آن اشاره اي کرد.
به دنبالحسن آقا من هم سعی ميکنم که اي پی چند پراکسی رو براتون اينجا بگزارم که بتونيد تا حدی از دسته اين فيلترها در بريد
66.98.168.100 8888 high anonymity United States
216.126.204.21 8888 transparent United States
62.233.224.16 8080 anonymous Poland
213.41.163.90 8080 anonymous France
211.185.17.2 8080 transparent South Korea
193.19.148.246 8080 anonymous Kuwait
خاك وطن كه رفت،چه خاكي به سر كنم؟
خاك وطن كه رفت،چه خاكي به سر كنم؟ ميرزاده عشقي ،شاعر ملي
ملت ايران ايا خواب هستيد ؟ايا خوابتان انقدر خوش است كه ميل بر خاستن نيست در شما؟يا در اثر سم خفقان و بيداد مدهوش هستيد؟يا از گراني،تورم،بيكاري،فقر و فحشاي حاكم بر جامعه دچار ضعف و خستگي شده ايد؟ايا چشمانتان نميبيند؟يا گوشهايتان نميشنود يا وانمود به نديدن و نشنيدن ميكنيد؟ايا ميترسيد؟از چه چيز؟مگر باز چيزي هم مانده كه از دست بدهيد؟شما همه نا موستان در حراج معر! وف فجيره خريداري شد و با امار ششصد هزار زن تن فروش تهران به باد رفت.با دختراني كه در زندانها به انها تجاوز شد و سپس اعدام گرديدند به زير خاك سرد رفت.غيرت شما با ناله هاي جوانانتان در زير شكنجه نابود شد و با بغض هاي پدران و مادران رنج ديده انها فرو خورده شد،و با تن يخ زده خيابان خوابها در زمستانهاي سرد منجمد شد،و غيرت شما در سكوت تلختان رنگ باخت.دزد با چراغ امده و كالا را گزيده تر برده ،ديگر از دارايي هيچ نداريد و تنها خاك اين باغ ويران باقي مانده است حداقل اين خاك مقدس را از دست ندهيد.اينان با شعار قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود دريايي از شهيد و معلول و معدوم براي ملت به جاي گذاشتند و در طول ساليان گذشته تمام هزينه هايشان را از جيب ملت تامين كردند.و قطره قطره دريايي از حسابهاي بانكي در خارج و دارايي هاي بي حد و حصر در داخل براي خود ايجاد كردند.قطره قطره دريايي از زندانيان سياسي در زندانهاي با نام و بي نام،قطره قطره دريايي از جمعيت ميليوني تبعيد اجباري كه بيشتر انها عاشقانه خاك ميهن را ميستايند،به وجود اوردند.قطره قطره دريايي از زنان بد كاره و جوانان معتاد و تحصيلكرده هاي بيكار.ب! ياييد با تز خودشان به مبارزه انها رويم.بياييد قطره قطره جمع گرديم و چون امواج درياي خروشان ويرانگر باشيم.اگر كه نميخواهيم چون تيغ برنده باشيم.هويت ملي ما،ارزش ها و باورهاي ما به تاراج رفته است.ما ايراني هستيم با پيشينه تاريخي بسيار كهن.ريشه ما ،ريشه محكمي است در خاك تاريخ.شخصيت والاي ايراني ما زير سوال رفته است.به موجب بند شش اصل دوم قانون اساسي:جمهوري اسلامي نظامي است بر پايه ايمان به كرامت و ارزش والاي انسان:ايا اين از ايمان به كرامت انساني است كه برخي اقليتهاي مذهبي به رسميت شناخته نشوند و از بسياري حقوق اجتماعي محروم باشند فقط به خاطر اعتقادات مذهبيشان ؟ اگر چه انها مسلمان نيستند اما ايراني هستند.لابد كسي هم كه به بهانه امر به معروف و نهي از منكر ديگري را حتي ميتواند بكشد و خون ان شخص مباح شمرده ميشود نيز مصداق همين ايمان به كرامت انساني است !و يا به موجب اصل سي ام :دولت موظف است وسايل اموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خود كفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد:اما عملا يكي از چيزهايي كه در كشور ما رايگان نيست همان ! اموزش و پرورش است.و چه بسيار استعداد هايي كه در اثر فقر مالي فرصت رشد و شكوفايي پيدا نميكند و چه بسيارند كساني كه در شرايط اقتصادي بسيار سخت خود را حتي تا قبولي كنكور هم ميرسانند ،با وجود تبعيضات و حق كشي هاي بسياري كه در اين زمينه هست ،اما به دليل ضعف مالي از راه يافتن به دانشگاه باز مي ماند.و اين است يكي از مصاديق برابري و حقوق يكسان در قانون اساسي ؟!و به موجب اصل بيست و سوم قانون اساسي:تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد:اما يورش به مجالس خصوصي مردم ،امار زندانيان سياسي، شنود هاي تلفني مردم از طرف مخابرات نفوذ در سيستم پستي كشور و موارد بسياري از اين قبيل دليلي بر عدم صحت اين مد عاست.به موجب اصل بيست و يكم قانون اساسي :دولت موظف است به ايجاد زمينه هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي او :كدام زن ؟كدام حقوق مادي و معنوي ؟!به كتاب لمعه الدمشقيه نوشته شهيد اول كه متاسفانه براي دانشجويان رشته حقوق تدريس ميشود نگاهي بكنيم و ببينيم ارج و قرب زن را در اين نظام!در بحث نكاح ميگويد مرد ميتواند از همسر خود به هر ! طريق كه بخواهد لذت ببرد و بهره مند گردد.در جاي ديگر ميگويد در صورتي كه پدر مادر را اجير كند تا به بچه شير دهد ،اگر مادر به همان اجرتي ! كه ديگران ميگيرند قانع باشد بر ديگران اولويت دارد و در صورتي كه بيش از انان در خواست كند پدر ميتواند فرزند را از او بگيرد و به دايه بسپارد ! و يا ميگويد نفقه زن در مورد خوراك اودر حد رفع گرسنگي او بايد باشد ! و بسياري نكات ريز و درشت ديگر در لا به لاي اين احكام اسلامي هست كه هر چه بگوييم يك از هزاران نگفته ايم.كه زن را در پست ترين نزولها ساقط ميكند.چنين مينمايد كه زن مال منقولي است از ان مرد كه ميتواند ان را بخرد ،بفروشد،بكشد،دور بياندازد و يا گرامي بدارد و خلاصه هر طور كه مايل است با ان رفتار كند و نا برابري جنسيتي به واضح ترين شكل خود در جامعه كنوني ما به چشم ميخورد.در هيچ زمان تا به اين حد حرمت زن در ايران لگد مال نشده است.حكومتي كه قوانين ان دچار تعارضات و تناقضات بسيار است و هيچ چيز جز مصلحت هاي نظام نميتواند موجب باز نگري در ان شود بايد هم كه به بن بست بخورد. و ما ملت ايران كه امروز در اين دهكده جهاني زندگي ميكنيم،در اين عصر س! رعت ،تكنولوژي و پيشرفت نبايد رضا بدهيم به اينكه تحت فانوني اين چنين متحجر و مغاير با واقعيت حاكم و تحت تبعيض هاي نا رواي اجتماعي و اقتصادي و عدم ازادي هاي فردي كه حق طبيعي هر انساني است زندگي كنيم و در صورت خطا و لغزش از قانون با مجازات هاي قرون وسطايي مجازات شويم.در جامعه اي كه همواره روابط و رشوه به جاي ضوابط و مقررات عمل ميكنند و تعيين كننده هستند.بياييد يكي شويم و ياران را باور كنيم و تنها به اتحاد بيانديشيم و هويت انسا ني و ايراني خود را باز يابيم.ما گل سوسن يك روزه نيستيم،ما نسلي هستيم كه تاريخي كهن و اصيل داريم و بايد نسلي سازنده را پرورش دهيم تا اينده را بسازند،بايد ميهن عزيزمان را از لبه پرتگاهي كه اكنون بر ان ايستاده نجات دهيم.ديگر شب و سكوت بس است.ديگر اميخته شدن انديشه ها با خون در دل شب بس است.ديگر پر پر شدن گل ها و مردن پرنده ها در قفس بس است.ديگر فقر ملتي بر روي منابع سر شار خاكش بس است.و ديگر ذره ذره ذوب شدن نيروي جوان در اعتياد بس است.نيروي جواني كه تهديدي بزرگ براي نظام است،طبق سياستهاي حاكميت يا اكنون در زندانهاي سياسي زير شكنجه ها هستند يا زير بار اعتياد كمرشان خم شده است يا به عناوين مختلف توسط سياستهاي دولت سر گرم شده اند.بياييد غار تاريك انديشه هاي سياه را نابود كنيم و نور و روشنايي را به مهماني وطن ،به خانه ملت دعوت كنيم.بياييد مسائل و مشكلات را كه بي شمارند،در يابيم و ازادي و لذت تنفس در فضايي ازاد و به دور از خفقان را در يابيم و بياييد يكديگر را در يابيم از انجا كه دردي مشترك داريم.البته روي سخنم با قشر اقليتي كه زير سايه رژيم جمهوري اسلامي از اب گل الود ماهي گرفته اند و اوضاع بر وفق مرادشان و دنيا به كامشان است،نيست.و روي سخنم با مردم اگاه و با شعور و سياسي مردم ايران است كه از خواب گران بر خاسته اند اما قدمي به سوي هوشياري بر نميدارند.مردمي كه زير بار مشكلات گوناگون و گراني نيرويشان بر حال تحليل رفتن است.نترسيد و به ياري فرزندان مبارزتان و فعالان دانشجويي برويد.خدا با ماست چون حق با ماست.در اينجا بي مناسبت نيست شعري از عارف قزويني شاعر و ترانه سراي معروف دوره مشروطيت را با هم بخوانيم كه نمودي از ايران امروز ماست :
خوابند وكيلان و خرابند وزيران بردند به سرقت همه سيم و زر ايران
ما نگذارند به يك خانه ويران يا رب بستان داد فقيران ز اميران
از اشك همه روي زمين زير و زبر كن مشتي گرت از خاك وطن هست،به سر كن
غيرت كن و انديشه ايام بتر كن اندر جلوي تير عدو سينه سپر كن
از دست عدو ناله من از سر درد است انديشه هر ان كس كند از مرگ نه مرد است
جان بازي عشاق نه چون بازي نرد است مردي اگرت هست كنون وقت نبرد است
سهيلا
کد: 4793




0 Comments:
Post a Comment
<< Home